تبليغاتX
سهم من از عشق


سهم من از عشق

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است ،غمي نيست؛ همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست

این اولین باریه که دارم از خودم و به دست خودم عقایدمو میگم البته  

همه ی این چیزایی که تو این وبلاگ هست حرف دلمه ولی از زبون

کسی دیگه.

توی کلاس ادبیات و از دقت بیشتر تو اطرافم به این نتیجه رسیدم که

عشق واقعی هست ولی فقط برای خدا.

اما این احساس هایی رو که ما تو این دنیای خاکی نسبت به هرکس

داریم از پدر و مادر گرفته تا همسر و بچه و . . . شاخه ای از عشقه  که

دوست داشتنه اما ما به اشتباه میگیم عشق. عشق خیلی پاک

اسمونیه و جدا از از این زمین و ادمای فانیه . عشق جاودانگی و پاکه

اما دوست داشتن فانیه و حتی ممکنه ناپاکی و هوس قاطیش

بشه. عشق و  خدا رو نمیشه تصور کرد ولی میشه حس کرد. حس کرد

که همیشه مثل یه حاله دورمونه و نزدیکتر از دیدن با چشم و حرف با زبان.

میشه با خدا به راحتی حرف زد میشه به راحتی در راه عشقش جون

ولی دل و پاک و مرد عمل میخواهد . کسی که عشق به خدارو با کار و

زندگی و همسر و . . .  تلفیق کنه کسی توی هر لحظه و هر ساعت

شجاعت  روحی اینو داشته باشه که در راه معشوق اصلیش (خدا)

همه چیزشو فدا کنه همه چیز . . .

نوشته شده در 88/08/09ساعت 0:21 توسط صنم| |

زندگی منشوری است در حرکت دوار. در

 

هر لحظه به رنگی است . . .

نوشته شده در 88/07/29ساعت 9:10 توسط صنم| |

دختر كوچولو پرسيد:

اگر كوسه ها ادم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

اقاي كي گفت:البته !اگر كوسه ها ادم بود ند

توي دريا براي ماهي هاجعبه هاي محكمي ميساختند

همه جور خوراكي توي ان ميگذاشتند

مواظب بود ند كه هميشه پر اب باشد

هواي بهداشت ماهي هاي كوچولو را هم داشتند

براي انكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد

گاهگاه مهماني هاي بزگ بر پا ميكردند

چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است

براي ماهي ها مدرسه ميساختند

وبه انها ياد ميدادند

كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به انها مي قبولاند ند

كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقد يم يك كوسه كند

به ماهي كوچولو ياد ميداد ند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

وچه جوري خود را براي يك اينده زيبا مهيا كنند

اينده يي كه فقط از راه اطاعت به دست مياييد

اگر كوسه ها ادم بودند

در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت

از دندان كوسه تصاوير زيبا ورنگارنگي مي كشيدند

ته دريا نمايشنامه ييروي صحنه مياوردند كه در ان ماهي كوچولو

هاي قهرمان شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند

همراه نمايش اهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي

اختيار ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند

در انجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت

كه به ماهيها مي ا موخت

"زندگي واقعي در شكم كوسه ها اغاز ميشود"

 

  برشت

 ((به نقل از وبلاگ توت فرنگیhttp://%20www.chilek.blogfa.com/))

نوشته شده در 88/07/10ساعت 15:5 توسط صنم| |

 

خداوند همه چیز را در یک روز نیافریده

پس چه چیز باعث شد که ما بیندیشیم می توانیم 

 همه چیز را در یک روز به دست بیاوریم

نوشته شده در 88/07/03ساعت 11:1 توسط صنم| |

آه چه حالتی دارد! نه به وصف می­آید و نه  به فهم! دوست

داشتن چه قدرتی دارد، در خویشاوندی و صمیمیت راستین چه

نیروی معجزه گر خدایی نهفته است. چه لذتی است اینجا در

"خود را نادیده گرفتن " در "خود را لقمه لقمه کردن" و به دهان

دوست دادن که بجود و بجود و بجود و طعم و عصاره­اش را بمکد

و تفاله­اش را بر خاک بریزد و این خود بهترین زندگی کردن است!

و اینها و اینگونه نعمت­ها را همه از او دارم! من کی با این حالات

آشنا بودم؟ کودک را، پدرش، مادرش می­زند و او به گریه می­ا

فتد و از درد فریاد می­کشد، اما چه می­کند؟ با چهره برافروخته و

سرخ و گونه­های خیس از اشک، خود را به دامن مادرش یا

پدرش، همان که آزارش داده است می­افکند.

 

((دکتر علی شریعتی))

نوشته شده در 88/06/25ساعت 10:55 توسط صنم| |


Design By : Night Skin